به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
روزنامه واشنگتن پست در تحلیلی به قلم مکس بوت، ستوننویس این روزنامه، نوشت که رویکرد «اسکیزوفرنیک» دونالد ترامپ در قبال ایران، تنها راهبردی است که «شکست آن تضمین شده است.» به نوشته بوت، رئیسجمهور آمریکا با نوسان مداوم میان آشتی و تقابل، تهدید و مذاکره، هم شانس موفقیت دیپلماتیک و هم نظامی خود را تضعیف کرده است. ترامپ حداقل هفت بار وعده حملات ویرانگر داده و سپس به مذاکرات فرصت دوباره بخشیده است. او در ۱ اوت تهدید به «وحشت، قدرت و توان نظامی در مقیاسی که از جنگ جهانی دوم دیده نشده» کرد، اما سپس از حملات منصرف شد.
به گفته بوت، «ایرانیها دیگر به نظر نمیرسد از ترامپ بترسند زیرا او تهدیدهای زیادی کرده که عملی نکرده است» و همچنین به او اعتماد ندارند زیرا مدام موضع خود را تغییر میدهد.
واشنگتن پست نتیجه میگیرد که رویکرد آشتیجویانه (پذیرش درجاتی از کنترل ایران بر تنگه) گزینه هوشمندانهتری است، اما ترامپ با «زیگزاگ رفتن میان جنگ و صلح»، عملاً «فرمولی برای یک مناقشه بیپایان و بلاتکلیف – یک جنگ ابدی» را دنبال میکند. بوت با اشاره به نظرسنجی سیانان که نشان میدهد تنها ۲۸ درصد آمریکاییها مدیریت ترامپ در جنگ ایران را تأیید میکنند، و نیز کاهش بحرانی ذخایر موشکی پنتاگون، هشدار میدهد که این رویکرد نه تنها به شکست نظامی، بلکه به یک فاجعه سیاسی نیز منجر خواهد شد.
شبکه سیانبیسی گزارش داد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نشانههایی از تغییر راهبرد به سمت فشار اقتصادی بر ایران ارسال کرده است. ترامپ در مصاحبه با آکسیوس گفت که منتظر خواهد ماند تا «پریشانی اقتصادی» در ایران افزایش یابد و افزود: «ما فقط نیمهمذاکره میکنیم. فقط نظارهگر ایران با تورم عظیم و این واقعیت هستیم که پولی ندارند.» او همچنین نموداری از سقوط ارزش ریال ایران را در شبکه اجتماعی خود منتشر کرد.
این گزارش میافزاید که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در موضعی قاطع اعلام کرد که «تا زمانی که آمریکا به نقض یادداشت تفاهم ژوئن ادامه میدهد، هیچ امکانی برای شروع مجدد مذاکرات وجود ندارد.» ایران همچنین شروط گستردهای شامل لغو محاصره دریایی، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، پرداخت غرامت جنگی و آزادسازی داراییهای بلوکهشده را برای بازگشایی تنگه هرمز تعیین کرده است. همزمان، سنتکام از بازگرداندن ۲۰ کشتی تجاری دیگر از بنادر ایران خبر داد و شمار کل شناورهای هدایتشده را ۵۵ فروند اعلام کرد.
سیانبیسی به نقل از تحلیلگران هشدار میدهد که «به نظر نمیرسد مصالحه چندانی در کار باشد» و این امر دستیابی به توافق پایدار را دشوارتر میکند. ترافیک کشتیرانی در تنگه هرمز به تنها ۸ مورد در روز جمعه کاهش یافته است. همچنین امارات متحده عربی ادعا کرد که یک نفتکش این کشور در تنگه هرمز هدف حمله موشکی ایران قرار گرفته و انصارالله یمن نیز مدعی حمله به یک پالایشگاه نفت در عربستان سعودی شدند. قیمت نفت برنت با ۱.۱ درصد افزایش به ۸۴.۴۵ دلار در هر بشکه رسید. رسانههای ایرانی نیز پیشنویس طرحی را منتشر کردند که بر اساس آن، تردد کشتیهای آمریکایی و اسرائیلی از تنگه هرمز ممنوع شده و متخلفان معادل ۲۰ درصد ارزش محموله جریمه خواهند شد.
رسانه های عربی
المیادین در مقاله ای نوشت: مذاکرات لبنان و اسرائیل در رم بدون پیشرفت جدی پایان یافت؛ زیرا بنیامین نتانیاهو بر حفظ حضور نظامی اسرائیل در جنوب لبنان و مشروط کردن هرگونه عقبنشینی به خلع سلاح و تضعیف ساختار حزبالله اصرار دارد.
نویسنده معتقد است این سیاست برای نتانیاهو چند هدف همزمان دارد: نخست، ایجاد یک منطقه حائل برای حفاظت از شهرکهای مرزی اسرائیل و کاهش توان حزبالله در حملات موشکی و پهپادی؛ دوم، بهرهبرداری انتخاباتی از حضور نظامی در آستانه انتخابات کنست؛ و سوم، اعمال فشار بر دولت لبنان برای پذیرش امتیازات بیشتر و حرکت به سمت خلع سلاح حزبالله.
از دید نویسنده، نتانیاهو همچنین میکوشد با ادامه اشغال جنوب لبنان، ایران را تحریک کند تا مذاکرات تهران و واشنگتن را مختل کند و زمینه بازگشت به رویارویی با ایران فراهم شود. افزون بر این، عقبنشینی از لبنان میتواند آمریکا را به مطالبه عقبنشینی در غزه و سوریه نیز سوق دهد. در نهایت، نویسنده احتمال میدهد جریان راست افراطی اسرائیل از این وضعیت برای طرح ایده شهرکسازی در خاک لبنان استفاده کند.
رأی الیوم در مقاله ای خاورمیانه را به آتشی تشبیه کرد که از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و ریشههای آن را در دههها درگیری و توسعهطلبی اسرائیل میداند. نویسنده از غزه آغاز میکند؛ جایی که جنگ، کشتار، ویرانی و آوارگی را به اوج رسانده و سپس به کرانه باختری و لبنان میپردازد و بر اهمیت هویت، تاریخ و حاکمیت لبنان تأکید میکند. سوریه نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی خود از پیامدهای این بحران در امان نمانده است.
نویسنده در ادامه، ایران بهعنوان قدرت منطقهای و کشوری با تمدن تاریخی و توانایی مقاومت در برابر فشارهای خارجی مطرح می کند و معتقد است ورود ایران به درگیری، دامنه بحران را به مناطق راهبردی مانند تنگه هرمز کشانده است.
مقاله همچنین از مواضع اسپانیا علیه سیاستهای اسرائیل حمایت کرده و در پایان، کشورهای عربی را به استقلال سیاسی، حفظ منابع و کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی فرا میخواند.
الشرق الاوسط در مقاله ای توشت که پیروزی یک جریان یا نامزد در انتخابات داخلی حزب، الزاماً به معنای موفقیت در انتخابات عمومی نیست؛ گاهی حتی میتواند نشانه شکست آینده باشد. نویسنده با اشاره به پیروزی باراک اوباما در ۲۰۰۸، پیروزی دونالد ترامپ در ۲۰۱۶ و بازگشت او در ۲۰۲۴ و تحولات حزب کارگر بریتانیا، توضیح میدهد که تغییر موازنه درون احزاب میتواند آنها را از بدنه گسترده رأیدهندگان دور کند.
به باور نویسنده، پیروزی ترامپ تا حدی نتیجه واکنش رأیدهندگان به گرایشهای رادیکال در حزب دموکرات بود. همچنین در بریتانیا، غلبه جریان رادیکالتر در حزب کارگر به دوری ۱۴ساله این حزب از قدرت کمک کرد.
نتیجه اصلی مقاله آن است که جذب شدید سیاسی، قومی یا ایدئولوژیک میتواند بیش از آنکه رأی جدید جذب کند، رأی موجود را از دست بدهد. حزب موفق باید ائتلافی گستردهتر از هویت اولیه خود بسازد، بدون آنکه هویت اصلیاش را از دست بدهد.
رسانه های چین و روسیه
شبکه «راشا تودی» در گزارشی تحلیلی با عنوان «آیا ناتوی اسلامی میتواند اسرائیل و ایران را مهار کند؟» به بررسی توافق دفاعی مشترک عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان پرداخت و نوشت این توافق میتواند یکی از تحولات مهم ژئوپلیتیکی ناشی از بحران جاری خاورمیانه باشد.
بر اساس این گزارش، «توافق دفاع مشترک مکه» که با حضور محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان امضا شده، بر اصل دفاع جمعی استوار است؛ به این معنا که حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد.
با وجود آنکه هنوز جزئیات نحوه اجرای تعهدات، میزان کمک نظامی و احتمال ایجاد سازوکار فرماندهی مشترک مشخص نیست، این توافق از نظر سیاسی اهمیت قابلتوجهی دارد.
راشا تودی مینویسد این چارچوب، ترکیبی از توان مالی و نفوذ سیاسی عربستان، ظرفیت نظامی و صنایع دفاعی ترکیه و توان نظامی و هستهای پاکستان را در کنار یکدیگر قرار میدهد. مقامات سه کشور تأکید کردهاند که توافق ماهیتی دفاعی دارد و علیه کشور خاصی نیست.
به نوشته راشاتودی، یکی از عوامل اصلی شکلگیری توافق، کاهش اطمینان کشورهای منطقه به اتکای انحصاری بر آمریکا برای تأمین امنیت است. حملات موشکی ایران به کشورهای خلیج فارس و آسیبپذیری زیرساختهای منطقه نشان داده که روابط امنیتی با واشنگتن لزوماً مانع تبدیلشدن متحدان آمریکا به اهداف مستقیم در بحرانهای منطقهای نمیشود. از این رو، کشورهای منطقه در پی متنوعسازی روابط دفاعی و افزایش «خودمختاری راهبردی» خود هستند.
این گزارش همچنین احتمال پیوستن مصر را مطرح میکند و معتقد است حضور قاهره میتواند این ائتلاف را به دلیل برخورداری از جمعیت، نیروی نظامی و کنترل کانال سوئز، قدرتمندتر کند.
از دید راشا تودی، اهمیت توافق مکه فقط به مهار ایران محدود نیست و ممکن است در ایجاد بازدارندگی در برابر اسرائیل نیز نقش داشته باشد. در مجموع، این روند بیش از آنکه نشانه شکلگیری یک جنگ سرد جدید باشد، بیانگر حرکت خاورمیانه به سوی نظمی چندقطبی و کاهش وابستگی انحصاری به واشنگتن است.
خبرگزاری «شینهوا» چین در گزارشی با عنوان «چه چیزی پشت بنبست اخیر بر سر غزه قرار دارد؟» به بررسی اختلافات جدید میان اسرائیل و حماس بر سر طرح ۱۵ مادهای مورد حمایت آمریکا برای پایان جنگ غزه پرداخت و نوشت که رد رسمی این طرح از سوی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بار دیگر آینده آتشبس و وضعیت این منطقه را با ابهام مواجه کرده است.
بر اساس این گزارش، نتانیاهو اعلام کرده است که اسرائیل تا زمانی که حماس بهطور کامل خلع سلاح نشود، نیروهای خود را از غزه خارج نخواهد کرد. او تأکید کرده که منظورش از خلع سلاح، کنار گذاشتن تمامی سلاحهای حماس، از تسلیحات سنگین تا سبک است. این موضع، نخستین مخالفت صریح اسرائیل با چارچوب صلح پیشنهادی «شورای صلح» به رهبری آمریکا محسوب میشود.
طرح مذکور که در ماه مه توسط نیکولای ملادنوف تدوین و در اواخر ژوئیه از سوی دونالد ترامپ اعلام شد، بر خلع سلاح حماس، خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی و جایگزینی آنها با یک نیروی تثبیت بینالمللی در همکاری با پلیس فلسطینی اصلاحشده استوار است. همچنین دسترسی بشردوستانه، بازسازی غزه و تشکیل یک نهاد موقت برای اداره این منطقه را پیشبینی میکند و در نهایت، بازگشت تشکیلات خودگردان فلسطین به غزه و کرانه باختری را مدنظر دارد.
شینهوا مینویسد اختلاف اصلی بر سر «ترتیب اقدامات» است. اسرائیل خواهان خلع سلاح حماس پیش از عقبنشینی است، اما حماس پایان حملات و خروج اسرائیل از غزه را پیششرط هرگونه بحث درباره سلاحها میداند و این موضوع را به بازسازی و حقوق فلسطینیان پیوند میزند.
در این میان، مصر بر اجرای تعهدات، دسترسی پایدار بشردوستانه، خروج کامل اسرائیل و تشکیل نیروی تثبیت بینالمللی تأکید کرده است.
تحلیلگران همچنین مخالفت نتانیاهو را مرتبط با ملاحظات سیاسی داخلی و انتخابات اکتبر دانستهاند. با وجود این بنبست، مذاکرات میان طرفها و آمریکا همچنان ادامه دارد.



